ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
245
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
نظمى طبيعي در بر دارد ، لذا اين خطبه را به پنج فصل تقسيم كردهايم . فصل اوّل خطبه را با ذكر پروردگار وتمجيد ثناى أو آن چنان كه شايسته أو مىباشد آغاز كرده است وآن ، سخن آن حضرت است از « الحمد للّه » تا « لا يستوحش لفقده » . ما در بيان نظام سخن امام ( ع ) در اين فصل نياز به مقدمهاى داريم بنا بر اين مىگوييم : صفت چيزى است كه خرد آن را در رابطه به چيز ديگرى ( موصوف ) اعتبار كند وصفت را جز به اعتبار موصوف نمىتوان تعقّل كرد ، البتة اگر عقل چيزى را به اعتبار چيز ديگرى تصوّر كند لازم نمىآيد كه شيء مورد تصوّر براي آن در واقع وحقيقت وجود داشته باشد . توضيح اين مطلب همان چيزى است كه در تعريف مضاف گفته شده است بدين مضمون كه مضاف چيزى است كه تعقل ماهيّتش در مقايسه با غير ممكن است ومضاف در رابطه با غير جز در عالم تعقّل وجود ندارد . صفت به اعتباري به سه قسم تقسيم مىشود : الف : حقيقيّه . ب : اضافيّه . ج : سلبيّه . توضيح مطلب در مورد اين تقسيم بندى اين است كه اگر درك عقلي ما از صفت علاوة بر موصوف رابطه صفت را با شيء ديگر دريابد رابطه اين صفت را نسبت با شيء خارجي اضافه حقيقي مىگويند . حقيقت اين نوع صفت اين است كه درك آن در رابطه با موصوف توأم با نسبت شيء خارجي است ودر حقيقت تحقّق وجودي صفت بسته به شيء خارجي است مانند خالقيّت ، رازقيّت وربوبيّت خداوند متعال . بنا بر اين درك حقيقت اين صفات با توجّه به مخلوق ، مرزوق ومربوب امكان پذير است . واگر درك ما از صفت صرف